أبو علي سينا ( مترجم : عبد الرحمن شرفكندى " هه ژار " )
13
قانون ( فارسى )
سوپهاى نرمىبخش بخورد ، وسيلهء سقمونيا و امثال سقمونيا اسهال گردد و چندين بار اسهال شدن تكرار شود . اگر پوستهاندازى در درون رخ داد علاج پوستهاندازى درونى را به كار ببر ! كه سابقا ذكر كردهايم . گويند خاكستر چوب تاك با آويشم بخورند در خنثى كردن مسموميت ناشى از گچ خوردن بسيار تأثيربخش است . 7 - شنگرف و مرگ موش . كسى كه از خوردن شنگرف يا مرگ موش مسموم مىشود ، به روىآورهايى همانند كسى كه جيوهء كشته خورده است برمىخورد ؛ اما ممكن است كسى كه از خوردن مرگ موش مسموم شده باشد ، به حالت اسهالى شديد مبتلا آيد و همين اسهال زياد و شديد آشكارترين نشانهء خوردن مرگ موش است . علاج همان علاج مسموميت از جيوهء كشته است و غذاى مسموم شده بايد سوپهاى چرب و پيه نرم باشد . 8 - زنگار . عوارض مسموم شدن از زنگار عبارتند از : دلپيچهء شديد ، گلوى بيمار احساس درد شديد گزشى مىكند ، اندامان درون پاره مىشوند ، بيمار به قى كردن بىاراده مبتلا مىشود و قرحهها بر بدنش ظاهر مىشوند . علاج زنگار خورده همان علاج زرنيخ خورده است كه بعدا ذكرش مىآيد . 9 - سونش و ريمآهن . كسى كه از خوردن سونش آهن يا ريمآهن مسموم شده است ، درد شكمش بسيار شديد است ، دهانش خشك مىشود ، التهاب و سردرد شديد دارد . علاج داروهاى اسهالآور قوى در شير ريزند و بنوشند كه به كلى پاكسازى شوند . بعد از اسهال شدن روغن حيوانى داغ شده و كره بخورند تا روىآورها فروكش مىكنند . روغن گل و روغن بنفشه و روغن بيد در سركه ريزند و به هم زنند و بر دوام بر سر بيمار پاشند . هر روز به وزن يك درهم از اين روغنهاى مخلوط با سركه را بخورند و بعد از آن آبگوشت چرب كه با روغن گاوى پخته است بخورند ؛ كه اگر دارو به پايين راه يافته ، از راه اسهال بيرون ريزد و اگر هنوز در معده مانده است آن را از راه دهان بيرون اندازد . 10 - آهك و زرنيخ . اگر كسى آهك و زرنيخ باهم خورده و مسموم شده است ، دلپيچه مىگيرد و قرحه در رودهها پيدا مىشوند . و اگر تنها زرنيخ خورده است ، همان بر سرش آيد كه بر مسموم مرگ موش خورده مىآيد . و ممكن است سرفه آزاردهنده هم رخ دهد . اگر شخصى تنها از خوردن آهك مسموم شود ، دهانش خشك مىشود ، معدهاش درد مىگيرد ، ادرارش بند مىآيد ، اسهال خونى مىگيرد ، با ادرارش آهك بيرون مىآيد . و در بعضى حالات شديد دست و پاها سرد مىشوند ، بيمار غش مىكند و شايد زبان خشك گردد و بيمار خفه شود .